تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال و مباحث بورس

تحلیل تکنیکال درس هفدهم اسیلاتورها

اسیلاتور یک ابزار تحلیل تکنیکال است که بین دو مقدار معین محصور شده . این ابزار به منظور شناخت شرایط«بیش خرید» یا «بیش فروش» در کوتاه مدت بکار میرود. اسیلاتورها اغلب زمانی مورد بررسی قرار میگیرند که بازار روند مشخصی را نشان نمی دهد. هنگامی که یک اسیلاتور به کران بالای خود نزدیک می شود آن سهام در شرایط نزدیک به بیش خرید قرار دارد و هنگامی که نزدیک به کران پایینی خود می شود آن سهام در شرایط بیش فروش قرار گرفته است. مهمترین اسیلاتورها عبارتند از استوکستیک، RSI،ROC ، MFI .

شرایط بیش خرید زمانی رخ می دهد که قیمت یک سهام از ارزش واقعی آن فزونی گرفته باشد. در این حالت احتمال بازگشت و کاهش قیمت بسیار زیاد است. اسیلاتورها در این شرایط به کران بالایی نزدیک می گردند. رسیدن یک سهام به شرایط بیش خرید نشان دهنده آنست که بزودی افزایش قیمت آن متوقف شده و با آغاز فروش قیمت در مسیر نزول قرار می گیرد. شرایط بیش فروش نیز متضاد شرایط بیش خرید است. در شرایط بیش خرید قیمت سهام پایینتر از ارزش واقعی آن می باشد. فروش ناگهانی و هیجانی و ترس سهام داران از افت بیشتر قیمت منجر به تشکیل صف های فروش شده و قیمت سهام کاهش می یابد به نحوی که این کاهش قیمت منجر به بروز شرایط بیش فروش می گردد. اسیلاتورها در شرایط بیش فروش در نزدیکی کران پایین قرار می گیرند

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 19:3  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس شانزدهم باندهای بولینگر

باندهای بولینگر (که تلفظ اصلی آن بولینجر می باشد) توسط «جان بولینجر» در خلال سالهای ۱۹۸۰ میلادی ارائه شد. باندهای بولینگر شامل دو باند بالا و پایین می باشد و نحوه محاسبه آن بشرح زیر است. در ابتدا یک میانگین متحرک ۲۰ روزه ساده یا نمایی محاسبه می گردد. سپس انحراف معیار استاندارد (واریانس) برای قیمت در هر روز با توجه به مقدار میانگین محاسبه میگردد. برای ایجاد باند بالا انحراف معیار با میانگین متحرک در آن نقطه جمع می گردد. برای محاسبه باند پایین انحراف معیار از میانگین متحرک کم می شود. گاهی اوقات انحراف معیار در ضریب ۲ ضرب می گردد و در محاسبات وارد می گردد. باند های بولینگر گاهی فشرده شده و گاهی گسترده می گردند. هرگاه باندهای بولینگر گسترده شوند بازار در حالت نوسانی شدید قرار دارد. هرگاه باندهای بولینگر به هم نزدیک و فشرده شوند بازار در حالت نوسان کم قرار دارد. معمولا بعد از یک فشردگی شاهد یک گستردگی و بعد از گستردگی شاهد یک فشردگی هستیم. هرگاه قیمت ها خارج از باند بولینگر بالا قرار گیرند بازار در حالت بیش خرید قرار گرفته و به زودی شاهد کاهش قیمت خواهیم بود و سیگنال فروش صادر می گردد. هرگاه قیمتها زیر باند پایین قرار گیرند بازار در وضعیت بیش فروش شده و احتمال افزایش قیمت وجود دارد و سیگنال خرید صادر می گردد. قیمت ها اغلب در میان دو باند قرار دارند خروج قیمت از میان باندها به معنی قیمت های هیجانی و غیر منطقی است. هرگاه باندهای بولینگر به هم نزدیک شوند معامله گر باید گوش به زنگ باشد زیرا بزودی طوفانی در قیمت ها رخ خواهد داد. همچنین باندهای بولینگر می تواند برای هدف گذاری قیمت بکار رود هرگاه قیمت به باند پایینی بولینگر برخورد نماید معامله گر می تواند سهام را با این دید خریداری کند که تا باند بولینگر بالایی افزایش قیمت خواهد داشت. در شکل ۳۱ باندهای بولینگر برای سهام پتروشیمی خارک ترسیم شده است.

شکل شماره ۳۱ باندهای بولینگر در نوسانات سهام پتروشیمی خارک

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1392ساعت 18:11  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس پانزدهم میانگین متحرک

هرگاه قیمت پایانی ۱۰ روز اخیر یک سهام را با هم جمع نماییم و حاصل را بر عدد ۱۰ تقسیم نماییم میانگین قیمت ده روزه برای آن سهام بدست می آید. روز بعد نیز همین کار بانجام می رسد یعنی از همان روز تا ده روز قبل قیمت های بسته شدن با هم جمع می گردد. در شکل ۲۹ برای محاسبه میانگین متحرک در روز ۲۱ ، قیمت ها از روز ۱۲ تا ۲۱ با هم جمع شده و بر عدد ۱۰ تقسیم می گردد برای محاسبه میانگین متحرک در روز ۲۲ قیمت ها از روز ۱۳ الی ۲۲ با هم جمع می گردد و بر عدد ۱۰ تقسیم می گردد و به همین ترتیب فاصله مورد نظر به سمت راست حرکت میکند. چنین میانگینی را «میانگین متحرک حسابی ده روزه»  می نامیم.

شکل شماره ۲۹ میانگین متحرک ده روزه

میانگین متحرک حسابی تنها روش محاسبه میانگین نیست می توان به روز های اخیر عدد وزنی بیشتر و به روزهای قبل عدد وزنی کمتری اختصاص داد مثلا در قیمت امروز عدد ۱۰ را ضرب کنیم و در  قیمت دیروز عدد ۹ را ضرب کنیم  و به همین ترتیب در قیمت ۹ روز قبل عدد ۲ را ضرب کنیم و در قیمت ده روز قبل عدد یک را ضرب کنیم و اعداد بدست آمده را با هم جمع نموده و بر عدد ۵۵ تقسیم نماییم آنگاه اثر قیمت روزهای اخیر بیشتر در میانگین ظاهر می گردد چنین میانگینی را موزون گوییم. همچنین می توان یک تابع نمایی میرا در قیمت ها ضرب نمود و آرگومان آن تابع را فاصله قیمت با امروز در نظر گرفت در آن صورت وزن قیمت امروز عدد ۱ و وزن قیمت روزهای قبل عددی کمتر از ۱ میگردد که با دور شدن از روز جاری بصورت نمایی میرا میگردد. میانگین متحرک یک روش برای یافتن روند است که در آن تغییرات جزئی و نوسانات کوتاه مدت دیده نمی شود. میانگین های متحرک با فاصله زمانی کوتاه تر رفتاری شبیه به قیمت دارند و نوسانات آنها زیاد است. میانگین های متحرک بلند مدت تر نسبت به نوسانات مقاوم تر هستند اما برای تصمیم گیری بسیار کند و نامناسب هستند. بطور معمول از سه میانگین متحرک ۴ ، ۹ و ۱۸ روزه استفاده می گردد. البته نباید این روش را به عنوان یک روش قطعی در نظر گرفت اما میتوان تا حدی به آن اطمینان داشت. هر گاه در یک روند صعودی میانگین متحرک چهار روزه از میانگین متحرک ۹ روزه کمتر شود اخطار فروش صادر می گردد اما این اخطار زمانی تایید می گردد که میانگین متحرک ۹ روزه هم از میانگین متحرک ۱۸ روزه کمتر شود.

شکل شماره ۳۰ سه میانگین متحرک سهام فولاد مبارکه خط قرمر میانگین متحرک ۴ روزه خط آبی ۹ روزه و سبز ۱۸ روزه است

در شکل ۳۰ مشاهده می گردد که در نقطه الف میانگین متحرک ۴ روزه از ۹ روزه کمتر میشود اخطار فروش صادر می گردد اما هنوز تایید نشده است زیرا میانگین متحرک ۹ روزه از ۱۸ روزه بالاتر است. این نوسان موقت است و به زودی رفع می شود. در نقطه ب اخطار فروش مجددا صادر می گردد و در نقطه ج با کمتر شدن میانگین متحرک ۹ روزه از ۱۸ روزه این اخطار تایید می گرددو در نقطه میانگین متحرک ۴ روزه از ۹ روزه بالاتر می رود و یک اخطار خرید صادر می گردد اما تایید نمی شود اندکی جلوتر میانگین متحرک ۴ روزه باز به سر جای خود بر می گردد و اخطار خرید باطل می شود.

باید توجه داشت که همیشه نمی توان به میانگین های متحرک بطور قطع اطمینان کرد موارد بسیار زیادی را می توان یافت که چنین اخطارهایی برای خرید و فروش درست نبوده و ناشی از نوسان شدید بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 12:12  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس چهاردهم حجم معاملات

در درس های گذشته آموختیم که قیمت و نحوه تغییرات آن مهمترین ابزار برای تحلیل گران تکنیکال است. در این درس می آموزیم که حجم معاملات نیز به عنوان یک متغیر مهم می تواند در نحلیل تکنیکال موثر واقع شود. حجم معاملات به زبان ساده تعداد سهامی است که در یک دوره زمانی مشخص مورد معامله قرار می گیرد. حجم معاملات را معمولا بصورت نمودار میله ای در پایین نمودار اصلی نشان می دهند. حجم معاملات یک سهم از جمله اطلاعاتی که سازمان بورس آن را ارائه می کند.

اولین نکته ای که در خصوص حجم باید مورد توجه قرار گیرد رابطه مستقیم حجم معاملات یک سهم با میزان فعال بودن بازار آن سهم است. علاوه بر آن حجم معاملات می تواند تایید کننده یا رد کننده یک الگو یا روند باشد. آنچه بیشتر از مقدار حجم اهمیت دارد روند تغییر آن است. بطور مثال هرگاه یک سهم پس از مدت نسبتا طولانی حرکت نزولی در یک روز ۵ درصد افزایش قیمت داشته باشد برای آنکه متوجه بشویم آیا با یک تغییر روند مواجه هستیم باید به حجم معاملات آن روز نگاه کنیم اگر شاهد افزایش حجم بطرز چشمگیر بودیم به احتمال قوی با یک بازگشت روند و نقطه شکست مواجه هستیم. بطور معمول در نقاط شکست حجم معاملات بسیار افزایش می یابد. همچنین باید توجه خود را معطوف نقاطی در نمودار بکنیم که حجم بسیار بالایی از معاملات را در خود جای داده قیمت در آن نقطه بسیار مهم است زیرا می تواند یک خط مقاومت یا حمایت قوی ایجاد کند زیرا معامله گران زیادی در آن نقطه به خرید یا فروش مبادرت ورزیدند لذا آن نقطه اهمیت بیشتری پیدا میکند.

روند قیمت و روند حجم باید یکدیگر را تایید کنند در یک روند صعودی باید شاهد افزایش حجم باشیم در نزدیکی قعرها (حفره ها) در یک روند صعودی باید شاهد کاهش حجم باشیم اگر خلاف آن را مشاهده کردیم باید منتظر ضعیف شدن روند و شروع بازگشت باشیم. حجم یک قدم جلوتر از قیمت است افزایش حجم در یک روز احتمال تغییر قیمت یا تغییر روند در روز بعد را افزایش می دهد.

تغییرات حجم می تواند تایید کننده الگوها باشد. در الگوی سر و شانه بازگشتی شاهد کاهش حجم هستیم همچنین در الگوهای مثلث نیز با نزدیک شدن به راس از حجم معاملات کاسته می شود و در نطقه شکست شاهد رشد سریع حجم معاملات هستیم.

شکل شماره ۲۸  نمودار سهام ایران ترانسفو (بترانس) در نقطه ای که با علامت ستاره مشخص شده حجم بالایی از معاملات نشان دهنده آغاز شدن روند نزولی است

برخی اوقات بهتر است به جای حجم از اندیکاتور حجم متوازن OBV (بالانس شده) استفاده کنیم برای محاسبه آن لازم است حجم مبنا را در ابتدای دوره در نظر بگیریم سپس حجم روز مورد نظر را با توجه به افزایش یا کاهش قیمت با علامت مثبت یا منفی با حجم قبلی جمع جبری می کنیم. بطور مثال اگر قیمت کاهش یافته باشد حجم روز را با علامت منفی با حجم مبنا (قبلی) جمع می کنیم و اگر قیمت افزایش یافته باشد حجم معاملات روز را با علامت مثبت با حجم قبلی جمع می کینم.  روند تغییرات حجم متوازن OBV از مقدار عددی آن مهمتر است. در شکل ۲۸ تغییرات OBV را برای سهام شرکت ایران ترانسفو مشاهده می کنید.

می توان تغییرات قیمت را بصورت ضریب در محاسبه OBV لحاظ کرد به  نحوی که در روزهایی که تغییرات قیمت شدیدتر است اثر آن بر روی حجم بیستر اعمال گردد. می توان اندیکاتورهای پیچیده تری را با در نظر گرفتن عوامل این چنینی بدست آورد. یکی از این اندیکاتورهای پیچیده اندیکاتور MFI یا اندیکاتور جریان پول نام دارد که محاسبه آن توسط رایانه بانجام می رسد در شکل ۲۸ قسمت میانی شکل نمایه جریان پول را برای سهام ایران ترانسفو نشان می دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 11:5  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس سیزدهم : الگوی کنج

کنج ها از جمله الگو های ادامه دهنده هستند (اگرچه می توان کنج ها را در الگوهای بازگشتی نیز مشاهده کرد). مشخصه الگوی کنج کاهش دامنه نوسانات قیمت بین قله ها و حفره هاست. وجه تمایز الگوی کنج با مثلث هم شیب بودن اضلاع آن است در مثلث های صعودی و نزولی یک ضلع تقریبا افقی  و ضلع دیگر شیب دار است. در مثلث متقارن نیز یک ضلع صعودی و ضلع دیگر نزولی است. اما در الگوی کنج هر دو ضلع هم شیب هستند.در الگوی کنج صعودی  (شکل ۲۷ قسمت الف) حفره ها و قله ها جدید بالاتر از حفره ها و قله های قبلی هستند قله ها به آهستگی صعود می کنند و حفره ها با سرعت بیشتری صعود می کنند بنابراین حفره ها به زودی به قله ها نزدیک می شوند و دامنه نوسانات کاهش می یابد. در این الگو خط حمایت شیب بالاتری نسبت به خط مقاومت دارد اگر این الگو در یک روند صعودی دیده شود به احتمال زیاد یک الگوی بازگشتی است زیرا نشان دهنده ضعف روند صعودی است اگر در یک روند نزولی دیده شود نشان دهنده بازار رو به افول است. قیمت برای مدتی وارد فاز تصحیح می گردد اما قدرت تصحیح ضعیف است و روند نزولی از سر گرفته می شود. در الگوی کنج نزولی (شکل ۲۷ قسمت ب)  قله های بعدی کمی پایینتر از قله های قبلی هستند. حفره های بعدی هم پایینتر از حفره های قبلی تشکیل می شوند سرعت نزول حفره ها کم و سرعت نزول قله ها زیاد است لذا بعد از مدتی نوسانات قیمت کم  و محدود می گردد. مانند قبل هرگاه این الگو در یک روند نزولی تشکیل شود یک الگوی بازگشتی بوده و هرگاه در یک روند صعودی تشکیل شود یک الگوی ادامه دهنده خواهد بود.

شکل شماره ۲۷ الف - الگوی کنج صعودی  ب - الگوی نزولی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 16:9  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس دوازدهم الگوی پرچم

الگوی پرچم از جمله الگوهای ادامه دهنده است. این الگو معمولا در زمانی رخ می دهد که یک  روند سریع (با شیب زیاد) به میانه راه خود می رسد و به اصطلاح وارد دوره تحکیم می گردد. پرچم ها در دو نوع مستطیل و سه گوش مورد بررسی قرار می گیرند. پرچم سه گوش به احتمال زیاد نشان دهنده ادامه روند است و احتمال کمی دارد که به یک الگوی بازگشتی تبدیل گردد. پرچم مستطیلی (شکل ۲۵ قسمت ب) با دو خط موازی حمایت و مقاومت شکل می گیرد که اغلب یک شیب مختصر در خلاف جهت روند اصلی دارند.  اگر روند ما صعودی باشد شیب دو خط تشکیل دهنده پرچم اندکی نزولی است.

شکل ۲۵ الف پرچم سه گوش. ب پرچم مستطیلی

پرچم مثلثی (شکل ۲۵ قسمت الف) هم به مانند الگوی مثلث متقارن است که در درس ۱۱ بررسی شد. پرچم ها تمایل دارند که در میانه راه یک روند ظاهر شوند. لذا برای محاسبه قیمت می توان تصور کرد روند اصلی در حکم میله پرچم است و پرچم حالت نیمه افراشته دارد  و در وسط میله پرچم قرار دارد و پس از تشکیل کامل الگو حرکت قیمت به اندازه نیمه دیگر میله پرچم خواهد بود. از خصوصیات اصلی پرچم ها می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از تشکیل پرچم حجم معاملات زیاد است در هنگام تشکیل پرچم از حجم به تدریج کم شده تا به انتهای پرچم می رسیم که حجم در آن بسیار کم است ناگهان با تشکیل کامل الگو و شکسته شدن قیمت حجم به شدت افزایش می یابد.

شکل ۲۶ تشکیل پرچم مستطیلی (فولاد مبارکه)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 0:38  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس یازدهم الگوی مثلث

الگوهای مثلث اغلب به عنوان الگوهای ادامه دهنده مطرح می شوند اما همانطور که در برخی موارد الگوی سر و شانه به عنوان اگوی تحکیم کننده عمل میکند الگوهای مثلث هم می تواند جنبه بازگشتی داشته باشد.  در شکل ۲۳ سه نوع رایج از الگوی مثلث مشاهده می گردد. در قسمت الف از شکل ۲۳ مثلث متقارن مشاهده می گردد این الگو اغلب ادامه دهنده روند است اگر روند صعودی باشد پس از تشکیل الگوی مثلث هم صعودی باقی خواهد ماند. اگر روند نزولی باشد پس از تشکیل مثلث هم الگو بصورت نزولی ادامه خواهد یافت. ارتفاع دهانه مثلث مهم است زیرا  پس از کامل شدن الگو و عبور قیمت از ضلع مثلث انتظار داریم حداقل به اندازه همان ارتفاع دهانه مثلث تغییر قیمت داشته باشیم. در قسمت ب از شکل ۲۳ الگوی مثلث افزایشی نشان داده شده است. خصوصیت این الگو افقی بودن ضلع بالایی و صعودی بودن ضلع پایینی است. این الگو نشان می دهد خریداران به تدریج حاضرند با قیمت بالاتر سهام را بخرند یعنی خریداران راغب به خرید در سطوح بالاتری از قیمت هستند این وضعیت نوید بخش صعود قیمت خواهد بود. در قسمت ج از شکل ۲۳ الگوی مثلث کاهشی دیده می شود. الگوی مثلث کاهشی نشان می دهد فروشندگاه حاضرند سهام را با قیمت پایینتر هم بفروشند و امید چندانی به رشد قیمت دیده نمیشود لذا قله ها به تدریج کم ارتفاع تر می شوند و این نشانه خبر سقوط قیمت است.

شکل ۲۳ سه نوع الگوی مثلث

نقطه مناسب برای ورود به بازار در مثلث افزایشی (قسمت الف شکل ۲۳) لحظه شکسته شدن مثلث است. در این نقطه معامله گران وارد بازار می شوند و حداقل انتظار قیمتی آنها به اندازه ارتفاع مثلث است. یک قاعده کلی برای هدف گدازی قیمت آنست که قیمت حداکثر را از قیمت حداقل کم می کنیم این دو قیمت در سمت چپ و در ابتدای شکل گیری مثلث قابل اندازه گیری هستند تفاضل این دو قیمت عددی است که بعد از شکسته شدن الگو انتظار می رود قیمت به همان میزان تغییر نماید.

شکل ۲۴ الگوی مثلث متقارن (پتروشیمی زاگرس)

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 0:1  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس دهم روندهای بازگشتی

روندها امکان بازگشت دارند، بازگشت روند ها مطابق با الگوها رخ می دهد. از روی این الگو ها می توان حدس زد که روند چگونه برمی گردد و قیمت چه تغییراتی می کند. از مهمترین الگوهای بازگشتی الگوی « سر و شانه » است. الگوی سر و شانه در دو نوع سر و شانه کف و سر و شانه سقف مورد بررسی قرار می گیرد. لازمه شروع هر الگوی برگشتی وجود یک روند اولیه است. هرگاه خط روند شکسته شود یک اخطار برای شکل گیری روند برگشت صادر می گردد. هرچه یک الگو از نظر زمانی و از نظر تغییرات قیمت بزرگتر باشد. تغییرات بعد از آن نیز بیشتر خواهد بود. الگوهای سقف معمولا کوتاه مدت هستند یعنی زمانی که قیمت به اوج میرسد به سرعت سهام داران برای فروش هجوم می آورند و قیمت شکسته میشود. اما الگوهای کف در مدت زمان طولانی تری شکل می گیرند. میزان تغییرات الگوی سقف نیز بیشتر از تغییرات الگوی کف است.

حجم معاملات در بررسی یک الگو اهمیت بسیاری دارد هر قدر حجم معاملات در یک نقطه زیاد باشد اهمیت آن نقطه بیشتر می گردد. الگوی سر و شانه سقف در شکل ۱۹ نشان داده شده است.

شکل شماره ۱۹ الگوی سر و شانه سقف

همانطور که در شکل دیده می شود یک روند صعودی به یک روند نزولی تبدیل شده است. با عبور قیمت از خط روند بسته شدن قیمت در نقطه D زیر خط روند اولین اخطار برگشت صادر شده است. بسته شدن قیمت در نقطه E زیر خط روند و تشکیل شانه راست به تحلیل گر هشدار می دهد که الگوی سر و شانه تا حد زیادی شکل گرفته و هنگامی که خط گردن شکسته می شود الگوی سر و شانه کامل می گردد. قیمت تا F کاهش یافته و می توان گفت که به اندازه ارتفاع سر از خط گردن یعنی طول خط قرمز ، قیمت امکان کاهش دارد. بعد از شکسته شدن خط گردن قیمت دوباره به آن خط نزدیک می شود اما خط گردن که در نقاط B و D خط حمایت بود اکنون به خط مقاومت تبدیل می شود. شانه چپ حجم معاملات بیشتری نسبت به سر و شانه راست دارد در لحظه شکسته شدن خط گردن دوباره حجم معاملات افزایش می یابد و هر قدر این افزایش حجم بیشتر باشد بازگشت قیمت به سمت خط گردن کمتر است.

شکل ۲۰ الگوی سر و شانه کف

در شکل ۲۰ الگوی سر و شانه کف نشان داده شده است وقتی قیمت در D بالای خط روند بسته می شود اخطاری مبنی بر تشکیل این الگو صادر شده است با بسته شدن قیمت در نقطه E تقریبا الگو به شکل نهایی خود میرسد در هنگام رد شدن از خط گردن بیشترین حجم معاملات را خواهیم داشت و قیمت در نقطه F  به همان اندازه بالای خط گردن قرار دارد که نقطه C زیر خط گردن واقع شده است. هرگاه ارتفاع شانه ها با یکدیگر و با سر برابر باشد الگوی سه قلوی کف و سقف رخ می دهد مانند شکل ۲۱

شکل ۲۱ الف سه قلوی کف - ب سه قلوی سقف

الگوی دوقلوی کف و سقف نیز از الگوهای بازگشتی رایج است. همانطور که از شکل ۲۲ پیداست در قسمت الف پس از حفره A ، حفره بعدی B  در همان سطح قیمت تشکیل شده است لذا در صورت شکسته شدن خط روند قیمت تا نقطه D افزایش می یابد . اگر دو حفره هم سطح را با یک خط بهم وصل کنیم و آنگاه یک خط دیگر از نقطه میان آندو حفره بصورت موازی با خط قبل ترسیم نماییم (مانند خط سبز در قسمت الف شکل ۲۲)  یک خط جدید بدست می آید. هرگاه قیمت این خط جدید را قطع کند (در نطقه C) آنگاه دوقلوی کف کامل شده است و قیمت به اندازه فاصله این دو خط افزایش می یابد خط دوم نیز از این پس خط حمایت می شود. در مورد دوقلوی سقف نیز روش تحلیل مشابه است. البته باید توجه داشت که تشکیل دوقلوی سقف و کف همیشه به معنی تغییر روند نیست بلکه می تواند تحکیم روند کنونی و ادامه آن باشد.

شکل ۲۲ الف الگوی دوقلوی کف -  ب الگوی دوقلوی سقف

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:35  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس نهم نقاط بازگشتی و شکاف قیمت

روند ها در نقاط خاصی تغییر جهت می دهند. تحلیل گر تکنیکال باید با شناخت این نقاط حساس استراتژی خود را طراحی کند. چنین نقاطی را روزهای بازگشتی می نامند. روز بازگشتی کف و روز بازگشتی سقف از نقاط مهم هستند که مورد بررسی قرار می گیرند. در روز بازگشتی کف یک روند نزولی به روند صعودی تبدیل می شود (شکل ۱۷ قسمت الف) همانطور که در شکل با علامت ستاره نشان داده شده یک قیمت پایین جدید و یک قیمت بالایی جدید همراه با یک نوسان شدید دیده می شود حداقل قیمت از روز قبل کمتر است و حداکثر قیمت نیز از روز قبل بالاتر است چنین نوسانی برای تحلیل گر یک نشانه است برای تغییر روند. در روز بازگشتی سقف (شکل ۱۷ قسمت ب) نیر شرایط مشابه است حداقل و حداکثر قیمت از روز قبل به ترتیب کمتر و بیشتر است نوسان شدید است و قیمت نسبت به روز قبل در حد پایینتری بسته شده بنابراین به احتمال قوی روند صعودی متوقف شده و روند نزولی آغاز می شود. چنین نقاطی روزهای بازگشت کف و سقف نام دارند. باید توجه داشت که معمولا روزهای قبل از بازگشت حجم معاملات بسیار افزایش می یابد.

شکل ۱۷ روزهای بازگشتی کف (الف) و سقف (ب)

شکاف های قیمت نیز از جمله موارد قابل تامل هستند. فرض کنید در یک روز یا جلسه معاملاتی قیمت یک سهم با عدد ۲۰۰۰ ریال بسته میشود. در جلسه معاملاتی روز بعد سهام با قیمت آغازین ۱۹۲۰ ریال باز میشود و در طول روز هم حداکثر قیمت به ۱۹۸۰ ریال می رسد  در این صورت یک شکاف قیمت بین ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰  ریال بوجود آمده است. شکاف قیمت به معنی آنست که معامله ای در محدوده شکاف انجام نشده. شکاف ها بر سه نوع هستند نوع اول شکاف شکست که معمولا در پایان یک الگو و قبل از تغییر روند ظاهر می شود. معمولا خطوط مقاومت در این شکاف شکسته می شوند. نوع دوم شکاف که بسیار مهم است شکاف اندازه گیری یا فرار است و معمولا در وسط یک روند صعودی یا نزولی رخ می دهد با توجه به اینکه این شکاف معمولا در وسط روند شکل می گیرد می توان با دو برابر کردن زمان وقوع این شکاف نسبت به زمان شروع روند، زمان پایان روند و قیمت پایانی را حدس زد به همین دلیل به آن شکاف اندازه گیری می گویند (شکل ۱۸). شکاف نوع سوم شکاف خستگی نام دارد این شکاف نشانگر آخرین تلاش ناموفق قیمت برای صعود است.

شکل شماره ۱۸ شکاف فرار یا شکاف اندازه گیری در نقطه مشخص شده با علامت * رخ داده است

منبع : تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه تالیف جان مورفی ترجمه کامیار فراهانی فرد، رضا قاسمیان لنگرودی. نشر چالش

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:35  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس هشتم بازگشت روند و خطوط شتاب

در بسیاری از مواقع مشاهده می شود که پس از یک تغییر قابل ملاحظه در بازار یک حرکت بازگشتی صورت می گیرد مثلا فرض کنید قیمت یک سهام ۲۰۰۰ ریال است و در یک دوره کوتاه قیمت آن به ۲۱۰۰  ریال می رسد سپس قیمت در یک حرکت بازگشتی کاهش می یابد در این حالت سه نقطه مهم برای بازگشت قیمت را در نظر میگیریم نقطه اول ۶۶ درصد افزایش قبلی است یعنی قیمت ۲۰۶۶ ریال نقطه دوم ۵۰ درصد افزایش قیمت یعنی ۲۰۵۰ ریال و نقطه سوم ۳۳ درصد افزایش قیمت یعنی ۲۰۳۳ ریال است. هرگاه بازگشت قیمت در محدوده ۲۰۶۶ تا ۲۱۰۰ باشد یعنی بین صفر تا ۳۳ درصد بازگشت رخ داده است (صفر درصد یعنی اصلا بازگشتی رخ نداده) در این حالت حدس قوی تر آنست که روند صعودی ادامه یابد. محدوده بعدی بین ۲۰۶۶ تا ۲۰۵۰ است در این حالت می توان تا حد زیادی امیدوار بود که روند صعودی ادامه یابد. نقطه ۲۰۵۰ یعنی بازگشت ۵۰ درصدی یک نقطه شناخته شده است در این نقطه نیز احتمال ادامه روند صعودی همچنان وجود دارد اگرچه احتمال شکسته شدن روند نیز کم کم جدی می شود. محدوده بین ۲۰۵۰ تا ۲۰۳۳ آخرین امید برای حفظ روند صعودی است اگر قیمت تا ۲۰۳۳ بازگشت داشته باشد یعنی ۶۶ درصد بازگشت داشته است آنگاه احتمال صعود مجدد آن بعید به نظر میرسد و احتمال شکسته شدن روند قابل ملاحظه می شود. در عبور از نقطه بازگشت ۶۶ درصد احتمال بازگشت به نقطه اول یعنی بازگشت ۱۰۰ درصد و رسیدن به قیمت قبل از روند ۲۰۰۰ ریال وجود دارد همچنین احتمال شکسته شدن روند و آغاز روند نزولی نیز تقویت می شود.

در مبحث امواج الیوت از نقاط تصحیح ۳۸ درصد و ۶۲ درصد استفاده می گردد همچنین برخی تحلیلگران تکنیکال از نقاط ۴۰ درصد و ۶۰ درصد استفاده می کنند. در نظریه «گان» ساختار یک روند به ۸ قسمت تقسیم می شود نقاط سه هشتم یا ۳۸ درصد و پنج هشتم یا ۶۲ درصد دو نقطه بازگشت مهم به شمار می آیند. این دو نقطه در دو طرف نقطه میانی چهار هشتم = یک دوم قرار دارند.

یکی دیکر از روشهای بررسی بازگشت ترسیم خطوط شتاب speedline می باشد اگر مطابق شکل ۱۴ ابتدای یک روند را به بالاترین نقطه آن وصل کنیم سپس از بالاترین نقطه یک خط عمودی و از ابتدای روند یک خط افقی رسم کنیم یک مثلث قائم الزاویه بدست می آید حال اگر ارتفاع مثلث (خط قائم) را به سه قسمت تقسیم کنیم نقاط یک سوم و دو سوم بدست می آید. با متصل کردن نقاط یک سوم و دو سوم به ابتدای روند خطوط شتاب ترسیم می گردند.

شکل شماره ۱۵ خطوط شتاب

در روند نزولی هم اساس روش ترسیم یکسان است فقط باید ابتدای روند را به پایین ترین نقطه وصل نمود. هرگاه روند صعودی پایدار باشد بازگشت های آن بالاتر از خط دو سوم رخ می دهد در واقع خط دو سوم مانند یک حمایت عمل می کند هرگاه خط دو سوم شکسته شود باز هم امید به ادامه روند صعودی وجود دارد اما باید توجه داشت که در این حالت روند صعودی تضعیف شده  است. اگر خط یک سوم شکسته شود نباید امید چندانی به ادامه روند داشته باشیم احتمال شکسته شدن روند وجود دارد.

هرگاه خطوط شتاب را با درصدهای ۳۸ و ۶۲ رسم کنیم شکلی بدست می آید که به آن بادبزن فیبوناتچی می گویند. در شکل ۱۶ بادبزن فیبوناتچی برای یک روند نزولی ترسیم شده است نقاط start و End به ترتیب شروع و پایان روند را نشان می دهد . همانطور که دیده می شود بازگشت های A و B و C زیر خط یک سوم است بنابراین به ادامه روند نزولی خوشبین هستیم. در نقطه D خط یک سوم شکسته شده و همانطور که پیشبینی می گردد افزایش تا خط دو سوم ادامه می یابد اما به دلیل عدم توانایی شکستن خط دو سوم دوباره به خط یک سوم بر می گردد با این تفاوت که قبلا خط یک سوم یک خط مقاوت بود که پس از شکسته شدن به یک خط روند حمایت تبدیل می شود. اکنون باید برای پیشبینی روند بادبزن جدیدی ترسیم کرد که نقطه پایانی آن E می باشد.

شکل ۱۶ بادبزن فیبوناتچی

منبع : تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه تالیف جان مورفی ترجمه کامیار فراهانی فرد، رضا قاسمیان لنگرودی. نشر چالش

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:34  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس هفتم کانال قیمت

همانطور که در درس های گذشته بیان شد برای رسم روند صعودی حفره ها را در امتداد یک خط بهم وصل می کردیم و برای ترسیم خط روند نزولی قله ها را بهم وصل می کردیم. حالا اگر در رسم روند صعودی قله ها هم به نحوی باشند که در امتداد یک خط قرار گیرند آن خط را خط کانال یا بازگشت می گوییم (شکل ۱۲ الف خط نقطه چین) در مورد روند نزولی هم اگر حفره ها در امتداد یک خط قرار گیرند آن خط را خط کانال یا خط بازگشت می نامیم (شکل ۱۲ قسمت ب خط نقطه چین)  فضای تشکیل شده بین خط روند (خط توپر) و خط کانال در واقع کانالی است برای نوسان قیمت.

شکل شماره ۱۲ خط کانال

در بسیاری از مواقع خط کانال و خط روند اصلی موازی هستند البته این یک الزام نیست. هرگاه در یک روند صعودی قیمت به خط کانال نرسد یک اخطار است (شکل ۱۳). معامله گر حدس می زند احتمال شکسته شدن روند وجود دارد اگر این احتمال بوقوع بپیوندد احتمال زیادی دارد که قیمت از آخرین قله به اندازه عرض کانال افت کند (تا خط نقطه چین قرمز در شکل ۱۳) در این حالت با متصل کردن دو قله آخر به هم و رسم یک خط موازی با آن از آخرین حفره یک کانال جدید بدست می آید که تا حد زیادی نشان دهنده نوسان قیمت پس از شکسته شدن روند اصلی است. در هر حال عرض کانال بسیار مهم است و از روی آن می توان قیمت های بعدی را پس از شکسته شدن روند حدس زد.

شکل شماره ۱۳ شکسته شدن خط اصلی و ایجاد کانال جدید با همان عرض

شکسته شدن خط کانال در روند صعودی نشان دهنده قوی تر شدن روند است در این حالت می توان با روشی مشابه روش قبل دو قله آخر را به هم وصل کرد و مانند شکل ۱۴ یک خط موازی آن ترسیم کرد در این حالت مکان حفره بعدی بطور تقریبی بدست می آید. در مورد روندهای نزولی هم روش کار مشابه است.

شکل ۱۴ شکسته شدن خط کانال و تقویت روند صعودی

منبع : تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه تالیف جان مورفی ترجمه کامیار فراهانی فرد، رضا قاسمیان لنگرودی. نشر چالش

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:33  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس ششم تبدیل مقاومت به حمایت و بالعکس

در درس گذشته در مورد خطوط مقاومت و حمایت صحبت کردیم در این درس در خصوص تبدیل شدن خطوط حمایت به مقاومت  و بالعکس صحبت خواهیم کرد و به بررسی دلائل و علل روانی رفتار بازار خواهیم پرداخت. فرض کنید قیمت یک سهم در شرایط حمایت است در این حالت معامله گران زیادی اقدام به خرید می کنند. سهم مورد نظر ناگهان خط حمایت را شکسته و سقوط میکند و به زیر خط حمایت می رسد در این شرایط  معامله گرانی که سهام خریده بودند  متضرر شده و از رشد قیمت سهام مورد نظر نا امید می شوند. سهام مورد نظر دوباره رشد می کند تا به خط حمایت نزدیک شود در این نقطه معامله گران بسیاری که قبلا به امید صعود قیمت خرید کرده بودند و الان نا امید هستند قصد دارند که با همان قیمت خرید اقدام به فروش کنند و از بازار خارج شوند زیرا امید ندارند که قیمت سهام رشد کند و می خواهند با حداقل ضرر در نقطه خرید سهام خود را بفروشند. به همین دلیل  به محض رسیدن قیمت به خط حمایت قبلی بازار با هجوم فروش مواجه می شود. فشار فروشندگان  منجر به کاهش مجدد قیمت می شود و لذا خط حمایت قبلی به خط مقاومت جدید تبدیل می گردد. زیرا هر بار که قیمت به خط حمایت قبلی می رسد عده از دارندگان سهام قصد که قصد خروج از بازار را دارند سهام خود را برای فروش می گدارند لذا قیمت کاهش می یابد. شکل شماره ۸ سمت چپ.

شکل شماره ۸ تبدیل خطوط مقاومت و حمایت به یکدیگر

تبدیل شدن خط مقاومت به خط حمایت بیشتر در بازار معاملات آتی رخ می دهد در این حالت معامله گرانی که در نزدیک خط مقاومت اقدام به فروش کرده اند و امیدوارند قیمت کاهش یابد و پس از کاهش قیمت خرید نمایند از روند نا امید می شوند زیرا قیمت ، خط مقاومت را شکسته و شروع  به صعود نموده در این حالت معامله گران منتظر هستند تا در همان نقطه ورود قبلی از بازار خارج شوند.  شکل شماره ۸ سمت راست

در شکل ۹ یک نمونه واقعی از تبدیل شدن خط حمایت به مقاومت نشان داده شده است.

شکل شماره ۹ تبدیل خط حمایت به مقاومت

البته باید توجه داشت که تبدیل مقاومت به حمایت مختص بازارهای آتی نیست در الگوی «سر و شانه بر عکس» که بزودی در مورد بحث خواهد شد یک تغییر مقاومت به حمایت خواهیم داشت

شکل شماره ۱۰ تبدیل شدن خط مقاومت به حمایت درالگوی سر و شانه برعکس

تبدیل شدن حمایت به مقاومت و مقاومت به حمایت در مورد خطوط روند هم رخ می دهد خط روند صعودی وقتی شکسته شود به عنوان خط مقاومت عمل می کند مانند شکل شماره ۱۱ قسمت الف و هنگامی که روند نزولی شکسته می شود خط روند نزولی مانند خط حمایت عمل می کند (شکل ۱۱ قسمت ب)

شکل شماره ۱۱ تبدیل مقاومت به حمایت و بالعکس در خطوط روند

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:32  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس پنجم مقاومت و حمایت

در این درس به معرفی خطوط حمایت و مقاومت می پردازیم. برای درک صحیح خطوط مقاومت و حمایت باید در ابتدا نگاهی گذرا بر تاثیر عرضه و تقاضا بر قیمت داشته باشیم. در نظریه اقتصاد کلاسیک بین عرضه و قیمت رابطه مستقیم برقرار است. به این معنی که با افزایش قیمت عرضه کننده گان تمایل بیشتری به فروش و عرضه پیدا می کنند با کاهش قیمت تمایل عرضه کنندگان نیز کاهش پیدا میکند. رابطه بین تقاضا و قیمت نیز معکوس است با افزایش قیمت تقاضا برای خرید کاهش یافته و با کاهش قیمت تقاضا افزایش می یابد این رابطه در شکل شماره ۶ نشان داده شده است. محور افقی نشان دهنده تعداد عرضه کنندگان و یا تقاضا کنندگان است.

شکل شماره ۶ نمودار عرضه و تقاضا و ارتباط آن با قیمت و تعداد

همانطور که در سمت چپ شکل دیده میشود نمودار عرضه در نقطه «حمایت» با محور قیمت برخورد میکند در این نقطه تعداد عرضه کنندگان به صفر رسیده است. به بیان دیگر با کاهش قیمت به نقطه ای می رسیم که دیگر هیچ عرضه کنندگی حاضر نیست سهام خود را برای فروش قرار دهد در این حالت قیمت به حد حمایت رسیده است یعنی احتمال آنکه قیمت از آن کمتر شود نا محتمل است. در این شرایط حمایت یا support رخ داده است .

برعکس این وضعیت در نقطه بالاتری رخ می دهد که به آن نقطه «مقاومت» resistance می گویند. با دنبال کردن نمودار تقاضا مشاهده می گردد که با افزایش قیمت از تعداد تقاضا کنندگان کاسته می شود. این روند تا جایی ادامه می آید که دیگر هیچ تقاضا کننده ای باقی نمی ماند زیرا از نظر خریداران قیمت بسیار بالا است در این حالت مقاومت رخ می دهد و احتمال افزایش قیمت نامحتمل است.

هرگاه قیمت یک سهم در شرایط حمایت قرار گیرد خریداران به تدریج به خرید علاقه نشان می دهند بنابر این اندکی قیمت را بالاتر از قیمت حمایت پیشنهاد می دهند ورود خریداران به بازار در این زمان رخ می دهد که مطمئن هستند قیمت سهام در کف است و پایینتر نخواهد رفت. خریداران در این وضعیت به بازار هجوم آورده و قیمت سهام شروع به رشد می نماید. لذا بعد از مدتی توقف در شرایط حمایت معمولا قیمت سهام در رالی صعود قرار میگیرد.

در وضعیت مقاومت نیز قیمت به بالاترین حد خود رسیده است دیگر خریداری تمایل به خرید با قیمت بالاتر ندارد. از نظر فروشندگان قیمت برای فروش مناسب است و سود حداکثر است فروشندگان وارد بازار می شوند و قیمت در رالی سقوط قرار میگیرد.

در نقطه حمایت مطلوبیت قیمت به نحوی است که به تدریج تمایل خرید افزایش می یابد و بر فروش غلبه میکند زیرا خریداران فکر می کنند که قیمت پایینتر از این نمی رود و زمان برای خرید مناسب است. بازار پر از خریداران می شود که برای خرید با هم رقابت میکنند در این حالت بازار زیر فشار خریداران است رقابت بین خریداران منجر به افزایش قیمت می گردد زیرا مزیت رقابت در خرید افزایش قیمت پیشنهادی است. در نقطه مقاومت وضعیت دقیقا برعکس است زیرا قیمت به قدری افزایش یافته که فروشندگان تمایل به فروش پیدا میکنند زیرا به نظر آنها قیمت از این بالاتر نمی رود  و زمان برای فروش مناسب است در این حالت بازار پر از فروشند گانی است که برای فروش با هم رقابت می کنند و بازار زیر فشار فروشندگان است مزیت فروش در کاهش قیمت پیشنهادی است در این حالت هرکس قیمت کمتری پیشنهاد کند برنده می شود. بنابراین قیمت در رالی سقوط قرار می گیرد

در شکل شماره ۷ مشاهده می گردد که سطح قیمت ۸۰۰۰ ریال به عنوان یک سطح حمایت و سطح قیمت ۹۰۰۰ ریال به عنوان یک سطح قیمت مقاومت عمل کرده است البته می توان روی سطح ۸۵۰۰  ریال هم به عنوان سطح مقاومت می تواند مطرح باشد اما به دفعات شکسته شده و قابل اطمینان نیست. باید توجه داشت که خطوط مقاومت و حمایت همانند آنچه در مورد روند ها گفتیم دائمی و همیشگی نبستند و ممکن است در شرایطی شکسته شوند و قیمت ها از آن عبور نماید.

شکل شماره ۷ سطوح قیمت ۸۰۰۰ ریال سطح حمایت و قیمت ۹۰۰۰ ریال سطح مقاومت است

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:30  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس چهارم انواع نمودار

نمودارها ابزار اساسی در تحلیل تکنیکال هستند. در این درس به معرفی سه نوع  نمودار ساده و پر کاربرد می پردازیم. در ابتدا باید به نکته ای اشاره کنیم. در هر جلسه معاملاتی برای هر سهام چهار قیمت ثبت می شود. این چهار قیمت عبارتست از قیمت بازشدن یا قیمت آغازین، بالاترین قیمت سهام در آن جلسه معاملاتی، پایینترین قیمت سهام در آن جلسه معاملاتی و قیمت پایانی. بسیاری از تحلیلگران تکنیکال قیمت پایانی را مهمترین قیمت می دانند. برای رسم نمودار محور افقی را برای زمان و محور عمودی را برای قیمت اختصاص می دهیم. تقسیم بندی محور زمان بر اساس نیاز تحلیلگر و داده هایی است که از قیمت سهام در دست دارد اگر قیمت های پایانی را در هر روز در دست داشته باشیم تقسیم بندی محور افقی بصورت روزانه خواهد بود. همچنین می توان نمودارهایی بر اساس هفته و یا ماه ترسیم نمود. در مورد فواصل زمانی کمتر از یک روز از قیمت لحظه ای سهام استفاده می کنیم در چنین حالتی نمودارهای قیمت ساعتی نیز قابل ترسیم است. در مورد بازار تبادل ارزهای خارجی (فارکس)که سرعت تغییرات در آن بسیار بالاست ترسیم نمودارهای دقیقه ای و لحظه ای هم متداول است. با متصل کردن قیمت های پایانی سهام نمودار خطی بدست می آید شکل شماره ۳

شکل شماره ۳ نمودار خطی

با توجه به اینکه قیمت های آغازین و پایانی در کنار بیشترین و کمترین قیمت سهام نقش مهمی در شناخت روندها دارند تحلیلگران تکنیکال از نمودار دیگری نیز استفاده می کنند که به آن نمودار میله ای نیز می گویند نمودار میله ای اطلاعات چهار قیمت اصلی را در خود دارد در سمت چپ زائده کوچکی وجود دارد که نشان دهنده قیمت باز شدن است.  در سمت راست زائده کوچک دیگری نشان دهنده قیمت پایانی است قسمت بالای میله نشان دهنده حداکثر قیمت و قسمت پایین میله نشان دهنده حداقل قیمت می باشد شکل شماره ۴

شکل شماره چهار نمودار میله ای

نمودار دیگری که بسیار نزد تحلیل گران متداول و محبوب است نمودار کندل استیک یا نمودار شمعی است  در این نمودار شمع تو پر نشان دهنده کاهش قیمت و شمع تو خالی نشان دهنده افزایش قیمت است. شمع تو خالی به معنی انست که قیمت پایانی بالاتر از قیمت آغازین است (صعودی) و شمع توپر به معنی آنست که قیمت پایانی کمتر از قیمت آغازین بوده است (نزولی) خطوط خارج شده از شمع یا فتیله ها نشان دهنده حداکثر و حداقل قیمت است. شکل ۵

شکل ۵ نمودار کندل استیک یا شمعی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:29  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس سوم خطوط روند

در درس گذشته در مورد تابعیت قیمت ها از «روند» صحبت کردیم اما در مورد مفهوم روند صحبتی به میان نیامد. روند عبارت است از حرکت معنا دار قیمت در یک محدوده زمانی مشخص.  روندها میتوانند صعودی، نزولی و یا خنثی باشند. در نمودار زیر که مربوط به تغییرات قیمت سهام می باشد از نقطه A تا نقطه B شاهد وجود یک روند صعودی هستیم اگرچه در این روند قیمتها برای صعود ، دو حرکت اصلاحی هم دیده می شود اما برآیند حرکت قیمت یک روند صعودی را بین دو نقطه A و B شکل داده است. ار نقطه B حرکت در خلاف جهت روند آغاز می گردد و تا نقطه C شاهد نزول قیمت ها هستیم در این روند هم شاهد تلاش هایی برای افزایش قیمت هستیم که به شکست می انجامد. دقیقا در میانه راه بین نقطه B و C سه تلاش ناموفق برای افزایش قیمت به انجام میرسد هر سه تلاش با شکست مواجه می گردد و قیمت بعد از اندکی صعود دوباره سیر نزولی به خود می گیرد. حاصل این سه تلاش، سه قله قیمت است که اولی از دومی بالاتر و دومی از سومی بالاتر است یک تحلیلگر تکنیکال با دیدن این وضعیت و پس از شکل گیری قله سوم پایین تر از دو قله قبلی مطمئن می شود که بزودی سیر نزول قیمت با شتاب بیشتری به پیش خواهد رفت و پیش بینی تحلیلگر نیز اندکی بعد بوقوع می پیوندد. بین نقاط C و D شاهد یک روند خنثی هستیم که تغییر محسوسی در قیمت رخ نمی دهد.

شکل شماره ۱ نمودار تغییرات قیمت سهام

بحث فوق مفهوم روند را تا حدی روشن می کند. هر روند در داخل خود می تواند شامل روند های جزئی تر باشد. و هر روند نیر می تواند خود بخشی از اجزاء یک روند بزرگتر باشد. شناخت روندها و نحوه تغییر آنها یکی از اصلی ترین کارهای تحلیل گر تکنیکال است. در مورد روندها و برای پیشبینی آنها  قواعد بسیاری وجود دارد که به تدریج با آنها آشنا خواهیم شد. در اینجا به ذکر یک نمونه از گفته های داو (مبدع تحلیل تکنیکال) اکتفا می کنیم. داو گفته است « در بسیاری از موارد در معاملات می بینیم وقتی قیمت سهام تا حد زیادی صعود می کند، آنگاه قیمت سهام تعدیل شده و دوباره به قیمت بالای خود بر می گردد. و اگر در این حرکت نتواند به قیمت قبلی خود برسد احتمالا نزول بیشتری خواهد داشت.»

از نظر داو روندهای بزرگ شامل سه مرحله هستند که منطبق با رفتار معامله گران است. این سه مرحله عبارتند از تراکم - مشارکت - توزیع/ در مرحله تراکم قیمت سهام در کف قرار دارد و نشانه روشنی از صعود در آن دیده نمی شود. در این مرحله معامله گران آگاه اقدام به خرید سهام می نمایند. آنها می دانند که بزودی شرکت سودآور خواهد شد و سهام آن رشد خوبی از خود نشان خواهد داد فشار این خریداران و تغییراتی که در شرکت بوقوع می پیوندد منجر به رشد قیمت می شود سوت شروع مسابقه صعود قیمت زده شده و مرحله مشارکت آغاز می شود. در این مرحله تحلیل گران تکنیکال وارد بازار شده و با دریافت علامت های مثبت اقدام به خرید می نمایند. در مرحله آخر  (توزیع) با همه گیر شدن خبر افزایش قیمت؛ تعداد بسیاری از مردم اقدام به خرید سهام می کنند در حالیکه قیمت همچنان روند صعودی ار خود نشان می دهد. در این حالت معامله گران اولیه که در نهایت ارزانی اقدام به خرید کرده بودند در صف فروشندگان قرار می گیرد. و پس از آن با افزایش فشار فروشندگان قیمت در مسیر نزول قرار می گیرد.

به نقاط بالایی قیمت مانند B در شکل یک قله و به نقاط پایینی قیمت مانند A و C در شکل یک حفره می گویند. هرگاه دو قله متوالی را در نظر بگیریم که قله دومی پایینتر از قله اولی باشد شاهد یک روند نزولی هستیم اگر این دو نقطه را بهم وصل کنیم یک خط روند نزولی بدست می آید. اما این خط روند نزولی با دو نقطه متعبر نیست حداقل باید یک قله دیگر بر خط روند مماس گردد تا این خط روند معتبر گردد. یک خط روند با برخورد نقاط بیشتر اعتبار بیشتری بدست می آورد و احتمال شکسته شدن آن کمتر می گردد. در شکل دو قسمت A یک خط روند نزولی ترسیم شده است

هرگاه دو حفره متوالی را در نظر بگیریم به نحوی که حفره دومی بالاتر از حفره اولی باشد می توانیم یک خط روند صعودی رسم کنیم برای تایید این خط روند لازم است حداقل یک حفره دیگر با آن خط مماس گردد. دراین حالت یک خط روند صعودی یدست می آید شکل دو قسمت B

شکل شماره دو خط روند نزولی و صعودی

البته باید توجه داشت روندها ابدی نیستند همانطور که در شکل دو قسمت B دیده می شود روند صعودی پس از مدتی شکسته شده و به روند نزولی تبدیل می گردد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:20  توسط بابک توکلی  | 

تحلیل تکنیکال درس دوم اصول اولیه

تحلیل تکنیکال بر پایه اصول مشخصی بنا شده است. این اصول بر مبنای نظریه «داو» ایجاد شده است. اصول پایه تحلیل تکنیکال به طور خلاصه در سه عنوان زیر قابل تشریح است

اصل اول همه چیز در قیمت خلاصه شده است

این اصل به این معنی است که همه عوامل اقتصادی و سایر عوامل موثر در نهایت اثر خود را در قیمت یک سهام نشان می دهند. بنابراین تحلیلگر تکنیکال فقط با مطالعه تاریخ قیمت سهام همه اطلاعات لازم در مورد آن سهم را بدست می آورد. هرآنچه بتواند در قیمت تاثیر بگذارد اعم از فاکتورهای سیاسی و اقتصادی و شرایط بازار، اثر خود را قبلا در قیمت نشان داده است لذا قیمت برای تحلیل گر تکنیکال همه چیز است

اصل دوم  تغییرات قیمت سهام تصادفی نیست و بر اساس روند می باشد.

اگر تغییر قیمت سهام بصورت تصادفی بود تحلیل تکنیکال هیج کاربرد و مفهومی نداشت. قیمت ها بر اساس روندها تغییر می کنند یعنی  در هر دوره زمانی روندهای مشخصی از افزایش و یا کاهش قیمت ها رخ می دهد روند قیمت ها به آسانی تغییر جهت نمی دهند در واقع قیمتها تمایل ندارند که روند خود را تغییر دهند مگر آنکه عوامل خارجی روند قیمت ها را متوقف نموده و یا جهت آنها را تغییر دهد. به طور مثال روند صعودی قیمت ها تا جایی که امکان صعود قیمت وجود داشته باشد یعنی فشار خریداران بیشتر از توان عرضه کنندگان باشد ادامه می یابد تا زمانی که عرضه و تقاضا به تعادل برسد در این صورت روند صعود قیمت متوقف می گردد.

اصل سوم تاریخ تکرار می شود

اگر نمودار قیمت سهام شرکت های مختلف را در مدت زمان طولانی با هم مقایسه کنیم درمی یابیم که الگوهای مشخصی تکرار شده است تکرار شدن این الگوها موید آنست که معامله گران در شرایط یکسان رفتار مشخصی نشان می دهند این پدیده در غالب روانشناسی بازار قابل بررسی است. لذا وجود الگوهای رفتاری در بین معامله گران نشان دهنده خاصیت تکرارپذیری تغییرات قیمت است.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:18  توسط بابک توکلی  |